شما دیگر نفرمایید، آقای هاشمی!

*به قلم حسین قدیانی عزیز؛ قطعه 26 +

http://media.farsnews.com/Media/8603/ImageReports/8603190636/7_8603190636_L600.jpg

# بُرش:

*تملق، دندان لقی است که باید آنرا کشید، اما خاندان هاشمی بر فرض که روزی بخواهند چاپلوسی نظام را بکنند، هیچ نباید بر ایشان خرده گرفت، از بس که این رخداد طبیعی می نماید. آنچه غیر طبیعی است، این است که خانواده هاشمی، نه فقط مهم و برجسته هستند، که “استوانه نظام” هستند. نه فقط استوانه نظام هستند، که نسخه آشوب برای بعد از انتخابات می پیچند. نه فقط جرقه فتنه را می زنند، که در میدان عمل هم پای کارند... نه فقط جریان های مختلف ضد روحانیت از قبیل داریوش همایون از دوستان ایشان تعریف می کنند، که با جریان انحرافی هم بی سَر و سِر نیستند.

* از جناب آقای رفسنجانی چند سئوال دارم:

آیا نامه سرگشاده، تذکر در باب جریان انحرافی بود یا شمشیر کشیدن علیه مردم سالاری و دموکراسی؟! ... آیا تذکر قبلی شما به ما درباره خیانت های جریان مذکور بود، یا خدمات دولت؟! ...

گیرم که احمدی نژاد، بد. سئوال مشخصی دارم از شما. اگر مردم بنا به هر دلیلی به یک آدم بد رای دادند، آیا تذکرات قبلی شما پیچیدن نسخه دیکتاتوری برای نظام مردمسالار ما نبود؟! … و آیا وقتی قانون، و از آن بالاتر رهبر هست، باید طبق قانون عمل کرد و یا همچنان عمل کرد که شما و خاندان تان عمل کردید؟!

از آنجا که در مثل مناقشه نیست، از شما سئوال می کنم آن زمان که طلحه، طلحه الخیر بود و زبیر، سیف الاسلام و شمر، جانباز امام علی و… آیا شما باز هم آینده این افراد را پیش گویی می کردید، یا مثل معصوم علیه السلام، از کمک های ایشان و خدمات شان برای جبهه حق بهره می گرفتید؟! نیز از شما می پرسم آیا می شود به صرف پیش گویی، ملاک را حال آینده افراد دانست؟!

* پدران ما توی دهان مخالف خمینی زدند، دم شان گرم، ما هم می زنیم توی دهان مخالف خامنه ای. یعنی می زنیم توی دهان آمریکا و اسرائیل. شما مخالف ما هستید.

* شما اگر گاهی خواب خوبان را می بینید، ما در بیداری، و در حسینیه امام خمینی، خمینی را می بینیم. خامنه ای برای ما همان خمینی است، اما با این تفاوت که ما اجازه نمی دهیم جریانات انحرافی به این یکی امام هم جام زهر بدهند. پس آقای هاشمی! شما دیگر نفرمایید

 

# متن کامل:

http://up.vatandownload.com/images/61su4qnmfrgvzsrpf64h.jpg

نمی دانم چرا هر وقت می خواهم مشخصا درباره آقای رفسنجانی چیزی بنویسم، دست و دلم می لرزد. به همان اندازه که احساس می شود خاندان ایشان از نوعی مصونیت قضایی برخوردار است، هزینه نقد متهمان این خانواده آنقدر بالاست که بعضا مترادف با “شلاق” می شود. این نکته داغ کمی نیست، اما نظام مقدس جمهوری اسلامی بنا بر هر مصلحتی، نه فقط با “م. ه” و “ف. ه” کاری ندارد، بلکه صلاح دیده است از خاندان هاشمی در برابر کسانی که نازکتر از گل به ایشان می گویند، تمام قد دفاع کند. با این همه نمی دانم از چه رو اعضای این خانواده گاهی نمکدان می شکنند و از منافقین دعوت می کنند که بریزید در خیابان ها؟! من که خود عاشق جمهوری اسلامی هستم، لازم می دانم بر دهان کسانی که تملق نظام می کنند، خاک بپاشم، الا اینکه آن شخص، آقای رفسنجانی و آقازاده هایش باشد. یعنی طبیعی ترین اتفاق در نظام ما این است که خاندان هاشمی تملق جمهوری اسلامی بگویند. تملق، دندان لقی است که باید آنرا کشید، اما خاندان هاشمی بر فرض که روزی بخواهند چاپلوسی نظام را بکنند، هیچ نباید بر ایشان خرده گرفت، از بس که این رخداد طبیعی می نماید. آنچه غیر طبیعی است، این است که خانواده هاشمی، نه فقط تملق جمهوری اسلامی نمی گویند، بلکه “نامه سرگشاده” هم می نویسند. نه فقط نامه سرگشاده می نویسند، که تلویحا و تصریحا خواهان ابطال رای اکثریت می شوند. نه فقط رای ملت را نمی پذیرند، که دعوت به هرج و مرج می کنند. نه فقط دعوت به هرج و مرج می کنند، که به “خرید” هم علاقه زیادی از خود نشان می دهند. نه فقط زیاد خرید می کنند، که در نماز جمعه “خطبه دفاع از فتنه” می خوانند. نه فقط مواضع دشمن شاد کن اتخاذ می کنند، که نظرشان هنوز هم همان مواضعی است که در نماز جمعه گرفته اند. نه فقط بر همان مواضع ایستاده اند، که “دیدید گفتم” هم می گویند. نه فقط “دیدید گفتم” می گویند، که از مسئولان نظام به شکل خیلی بی ادبانه و توهین آمیز یاد می کنند و زمینه حمایت معاندین از خودشان را فراهم می کنند. نه فقط جریان های مختلف ضد روحانیت از قبیل داریوش همایون از دوستان ایشان تعریف می کنند، که با جریان انحرافی هم بی سَر و سِر نیستند. نه فقط عناصر اصلی “جریان مذکور” دور و بری های این خانواده اند، جریان منحرف سران فتنه هم همسایه های ایشان اند. نه فقط موسوی و کروبی و خاتمی از هاشمی زبان به مدح باز می کنند، که متهمین این خاندان از کشور فرار می کنند. نه فقط “م. ه” فراری است، بلکه رتق و فتق امور دانشگاه آزاد را هم می کند. نه فقط شعبه لندن را سر و سامان می دهد، که موقع برگشتن به کشور، قوه محترم و مظلوم قضاییه نباید کاری با وی داشته باشد. نه فقط مصونیت قضایی شامل حال آقازاده فراری باید باشد، که از ایشان باید مثل قهرمانان استقبال شود. نه فقط “م. ه” آدم خیلی خوبی است، که همه خاندان هاشمی افراد برجسته و مهمی هستند. نه فقط مهم و برجسته هستند، که “استوانه نظام” هستند. نه فقط استوانه نظام هستند، که نسخه آشوب برای بعد از انتخابات می پیچند. نه فقط جرقه فتنه را می زنند، که در میدان عمل هم پای کارند. نه فقط در خیابان، شبکه های آنچنانی به آشوبگران پول می دادند، که در خانه هم “م. ه” مایه شعبان بی مخ ها را قبل از آنکه عرق شان بر جبین اغتشاش بنشیند، کف دست شان می گذارد. نه فقط به آشوبگران عاشورا پول می دهند، که خیلی هم ساده زندگی می کنند. نه فقط برجی، کاخی، پولی، پله ای به نام خاندان هاشمی نیست، که از همان قبل انقلاب وضع شان خیلی خوب بود. نه فقط از همان قبل انقلاب خیلی اوضاع خوبی داشتند، که انقلاب برای به ثمر نشستنش، و جمهوری اسلامی برای ادامه حیاتش تا خرخره به ایشان بدهکار است. نه فقط جمهوری اسلامی به خاندان هاشمی بدهکار است، که ما هم به هاشمی و خاندان هاشمی بدهکاریم و همین که الان دارد دست و دلم می لرزد، ادای بخشی از این دین است.(یک بار دیگر این سطور را بخوانم، ببینم یک وقت مرتکب جرمی، گناهی، حرف نامربوطی، چیزی نشده باشم.)

***

قبل از ادامه بحث، حتما می خواهم به ۲ نکته اشاره کنم:
یک:
اگر همین الان که نقد جریان مذکور سخن هر کوی و برزنی است، یکی از من بپرسد که با کدام یک از حضرات برجسته، بیش از همه زاویه داری، حتما می گویم با هاشمی و خاندانش. چرا که شاید دست و دلم بلرزد، اما ایمانم هرگز.
دو:
نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم جریان انحرافی سران فتنه را مورد بررسی قرار دهم، می بینم که آقای رفسنجانی و خانواده شان مثل کوه پشت فتنه گران ایستاده اند؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم جریان انحرافی عطاء الله مهاجرانی را مورد نقد قرار دهم، می بینم که سر نخ این شخص بوالهوس می رسد به معاونت پارلمانی آقای هاشمی؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم در کف خیابان با جریان انحرافی آشوبگران عاشورا بجنگم، خاندان رفسنجانی جلوی چشمم رژه می روند؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم علیه جریان انحرافی حزب کارگزاران چیزی بنویسم، ناخودآگاه منتقد آقای رفسنجانی و خانواده شان می شوم؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم علیه جریان منحرف حزب مشارکت و سازمان مجاهدین ۲ کلمه حرف حساب بزنم، یاد خطبه دفاع از فتنه می افتم؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم علیه جریان انحرافی خواص بی بصیرت حرفی بزنم، یاد این جمله نغز و البته خالی از مغز می افتم که کشته شدن هابیل توسط قابیل، تقصیر حرفهای فلانی بود در مناظره؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم منتقد جریان منحرف “عمار با الف” باشم، یاد تملق، ارادت، چاپلوسی و عشق وافر این حضرات، نه فقط به آقای هاشمی، که به خانواده ایشان می افتم؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم جریان انحرافی بی عفتی و بدحجابی را مورد سرزنش قرار دهم، یاد “هاشمی ۲۰۰۵″ و نیز خاطره تابوشکنی های “ف. ه” در ساختمان خیابان حجاب در ذهنم نقش می بندد؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم درباره عدالت و معیشت مردم و جریان منحرف زالوصفتان اقتصادی مطلبی بنویسم، ناگهان فکر بیت المال می افتم و اینکه اگر “م. ه” چیز دندان گیری به نامش نیست، پس چگونه به آشوبگران عاشورا پول های کلان می داد؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت فیلَم یاد هندوستان نقد جریان انحرافی یقه سفیدها می کند، یاد خاندان آقای هاشمی می افتم؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت می خواهم جریان منحرف ضد روحانیت را بکوبم، یاد “روزنامه زن” که توسط “ف. ه” اداره می شد، می افتم؟! نمی دانم چه سری است که هر وقت منتقد هر جریان انحرافی ای می شوم، و حتی همین امروز که بنا بر نقد “جریان مذکور” گذاشته ام، همچین می شود و عدل می رسم به از ما بهتران؟!… و اما از آنجا که آقای هاشمی خودشان بهتر از من در جریان نسبت مستقیم عناصر جریان مذکور با ایشان هستند، از ذکر مصادیق خودداری می کنم. باورم هست دولت مستقر، اهل خدمت است و جریان مذکور، اهل خیانت. من هر وقت می خواهم از خدمات دولت به نیکی یاد کنم، هیچ ارتباطی میان خاندان هاشمی با سفرهای استانی، هدفمندی یارانه ها، افق جدید در انرژی هسته ای، عدالت محوری، نانو تکنولوژی، ماهواره امید، مسکن مهر، رونق بازار و بورس و… نمی بینم، الا اینکه در یک کلام آقای هاشمی با همه این خوبی ها یک جا مخالفت کرد و خدمات دولت را “گداپروری” خواند. اما من هر وقت می خواهم جریان مذکور را نقد کنم، دست بر قضا به “فلانی” و “بهمانی” می رسم که از آحاد حزب الله، تنفر دارند، از علامه مجاهد مصباح یزدی بدشان می آید، از اهل ولا کینه به دل دارند، “پابرهنه های پردرد” را برنمی تابند، هوای “برهنه های بی درد” را دارند و… آری! همچین هم با آقای هاشمی بی نسبت نیستند. آقای هاشمی! از جمله این فلانی ها و بهمانی ها که عنصر بلندبالای جریان مذکور است، یادتان هست مدیران اقتصادی کدام شرکت را به دیدار شما آورد تا به احمدی نژاد رای ندهند و به شما رای بدهند؟! آقای هاشمی! بیش از این بخواهم وارد جزئیات شوم، دست و دلم می لرزد، اما ایمانم هرگز نمی لرزد و می توانم ادعا کنم که عناصر اصلی و همه کاره جریان مذکور، اتفاقا عاشق چشم و ابروی شما هستند. فقط بحث نسبت نیست. بحث ارادت هم نیست. بحث نوعی ولایت است که این ولایت را شما بر جریان مذکور دارید. کتمان کنید، در نوشته بعدی مجبورم پای ایمانم را بیش از این وارد جزئیات کنم و به شما بگویم که… بگویم که… بگویم که؛ “شما دیگر نفرمایید آقای هاشمی!”(این سطور را هم بروم دوباره بخوانم؛ کدام آدم عاقلی دوست دارد شلاق بخورد؟!)    

***

این روزها آقای رفسنجانی و خاندان شان، محرمانه و غیر محرمانه زیاد نامه می نویسند و بیشتر از آن، موضع گیری می کنند. تمام حرف حساب ایشان خلاصه در یک جمله می شود که؛ “ما قبلا به شما تذکر داده بودیم، اما شما گوش نکردید و الان به همان حرفهای ما رسیدید”. در این بخش از جناب آقای رفسنجانی چند سئوال دارم:
یکم: شما دقیقا چه زمانی و چه چیزی را به ما تذکر داده بودید؟! آیا جز این بوده است که تذکرات قبلی شما بیش از آنکه نقد جریان مذکور باشد، شورش اشرافیت علیه اکثریت بوده است؟! آیا نامه سرگشاده، تذکر در باب جریان انحرافی بود یا شمشیر کشیدن علیه مردم سالاری و دموکراسی؟!
دوم: آیا همه تذکرات قبلی شما به ما خلاصه  در ابطال انتخابات و شورش اشرافیت علیه جمهوریت نمی شود؟!
سوم: آیا منظورتان از تذکرات قبلی تان به ما، این نبود که به ما تذکر داده بودید که سفرهای استانی و رفتن هیئت دولت در قلب فلان روستای لب مرز، گداپروری است؟!
چهارم: آیا تذکر قبلی شما به ما درباره خیانت های جریان مذکور بود، یا خدمات دولت؟!
پنجم: می شود بگویید آن زمان که نگارنده نوشت: “نوشتیم احمدی نژاد، خوانده شد مشایی”، شما از جریان مذکور کدام انتقاد را ولو در لفافه مطرح کردید؟!
ششم: می شود بگویید که کدام رفتار و گفتار از ناحیه شما و خاندان تان باعث شده که یکی از مهمترین دلایل پیروزی هر نامزدی در انتخابات، این باشد که بیش از دیگری با حضرتعالی و خانواده محترم مرزبندی کند؟!
هفتم: اگر ممکن است بیان کنید که چرا امثال من، بیشتر می پسندند که جنابعالی را از زاویه جمهوریت و مردم سالاری، نقد کنند تا اسلامیت؟!
هشتم: می شود بیان کنید که به کدام دلیل به هیچ کدام از مواضع شما در نماز جمعه عمل نشد، اما نه تنها در ایران قیامت نشد، که حتی شیخ دیپلمات هم علیه سران فتنه موضع گیری کرد؟!
نهم: اگر ممکن است بفرمایید مخاطب نامه سرگشاده شما جریان مذکور بود یا دولت؟! این را هم لطف کنید و در ذیل همین سئوال، جواب دهید؛ شما در نامه سرگشاده به دولت سلام نکردید یا به حکومت؟! 
دهم: بفرمایید که چرا و به چه دلیل، مردم مدتهاست که به شما پست های انتخابی نظام مقدس جمهوری اسلامی -نه سمت های انتصابی!-  را تعارف نمی زنند؟!… و باز این پرسش. چرا منتخبان ملت در خبرگان رهبری هم عاقبت به سیاق توده های ملت عمل کردند و در شما کفایت لازم برای ریاست بر مجلس حساس، مهم و صد البته انتخابی خبرگان رهبری را ندیدند؟!
یازدهم: می شود بگویید چرا آن زمان که ما داشتیم از خرافه گرایی انتقاد می کردیم، شما به جای آنکه مثل ما متذکر این انحراف باشید، خودتان دم به ساعت خواب های تان را برای این و آن تعریف می کردید؟! سئوال دیگر. آیا اتکای بیش از حد به خواب و رویا، از نظر حضرتعالی مصداق خرافه گرایی هست یا خیر؟!
دوازدهم: از شما با ملاک خمینی پرسش مشخصم این است؛ امام راحل ملاک را “حال فعلی” افراد می دانستند. آیا اگر بر اساس همین ملاک، مردم به شما و یا دوستداران شما رای ندادند، حتما تقلب شده است؟! آیا بر اساس آموزه های حضرت روح الله، میزان رای مردم است یا رای اشراف؟! آیا در صورتی که رای مردم با رای اشراف تضاد داشت، می توان فتنه ۸۸ را با نامه سرگشاده کلید زد؟!
سیزدهم: از شما با ملاک خامنه ای پرسش مشخصم این است؛ حضرت عشق -که تمام مسئولان جمهوری اسلامی، اعم از سران قوا و من جمله خود شما ان شاء الله توفیق رفیق راه تان شود و فداییان حضرت ماه گردید- ملاک را نه اشخاص، که “کار” می دانند. از شما سئوال می پرسم که خانواده محترم، مثلا در همین سال “جهاد اقتصادی” به جز خریدهای سرکار خانم “ف. ه” چه کرده اند؟!
چهاردهم: گیرم که احمدی نژاد، بد. سئوال مشخصی دارم از شما. اگر مردم بنا به هر دلیلی به یک آدم بد رای دادند، آیا تذکرات قبلی شما پیچیدن نسخه دیکتاتوری برای نظام مردمسالار ما نبود؟!… و آیا وقتی قانون، و از آن بالاتر رهبر هست، باید طبق قانون عمل کرد و یا همچنان عمل کرد که شما و خاندان تان عمل کردید؟!
پانزدهم: گیرم که جریان مذکور، بد. شما بفرمایید تا به حال کی و کجا مشخصا در نقد این جریان سخنی گفته اید؟! نیز بفرمایید علیه این جریان بیشتر سخنرانی و عملرانی داشته اید یا علیه رای اکثریت؟!
شانزدهم: جریان مذکور کلکسیون رنگارنگی از انحرافات است. بفرمایید این جریان کدام انحراف را دارد که خانواده شما آنرا ندارد؟!
هفدهم: شما معتقد هستید آن زمانی که داشتید پیچش مو می دیدید، ما از دیدن مو عاجز بودیم. بر فرض که ادعای شما درست باشد. از شما می پرسم؛ آیا ممکن است کسی تا این حد پیش گویی هایش درست باشد، اما نتواند پیش بینی کند که مردم اصولا به هاشمی و طرفدرانش سالهاست که رای نمی دهند؟! در ذیل همین سئوال این را هم می خواهم از شما بپرسم؛ آیا این از پیش گفتن شما، مصداق پیش گویی هست یا نیست؟! و اگر هست، آیا استثنائا این پیش گویی، ترویج خرافه گرایی محسوب نمی شود؟!
هجدهم: امام راحل که سالگرد رحلت شان نزدیک است، همواره معتقد بودند “هر چه فریاد دارید، بر سر آمریکا بکشید”. نیز موکدا توصیه داشتند که “پشتیبان ولایت فقیه باشید”. بفرمایید عملکرد شما و خانواده محترم درباره این ۲ تذکر امام چه بوده؟!
نوزدهم: از آنجا که در مثل مناقشه نیست، از شما سئوال می کنم آن زمان که طلحه، طلحه الخیر بود و زبیر، سیف الاسلام و شمر، جانباز امام علی و… آیا شما باز هم آینده این افراد را پیش گویی می کردید، یا مثل معصوم علیه السلام، از کمک های ایشان و خدمات شان برای جبهه حق بهره می گرفتید؟! نیز از شما می پرسم آیا می شود به صرف پیش گویی، ملاک را حال آینده افراد دانست؟!
بیستم: آیا بد بودن جریان مذکور، “م. ه” و “ف. ه” و نامه سرگشاده را تطهیر می کند؟!
بیست و یکم: فکر می کنید چرا امروز همان اصلاح طلبانی که علیه شما “عالیجناب سرخ پوش” را نوشتند، حالا در مقام دفاع از شما و خاندان تان بلند شده اند؟! آیا هدف آن حملات بیرحمانه و این حمایت های امروز، از نظر شما که فردی سیاسی و سرد و گرم چشیده روزگار هستید، به نظر نمی رسد تضعیف جایگاه ولایت فقیه بوده باشد؟! اگر اینگونه نیست، تحلیل شما چیست؟!
بیست و دوم: شما روزگاری در نماز جمعه گفته بودید که این غربی ها مثل گاو تحلیل می کنند. آیا الان هم تحلیل این غربی ها را مثل گاو می دانید؟! من اگر بخواهم خودم به این پرسش آخر جواب بدهم، هنوز هم معتقدم غربی ها مثل گاو تحلیل می کنند که گمان می کنند با مشتی وطن فروش مثل موسوی و خاتمی و کروبی و آقازاده ها و جریان مذکور می توان جمهوری اسلامی قلابی را جایگزین جمهوری اسلامی انقلابی کرد. (خب! این سئوالات را یک بار دیگر چک کنم، بد نیست!)

***

جناب آقای هاشمی! شما دیگر نفرمایید… شما را اگر قرار بر موضع گیری است، یک کلام بگویید “م. ه” الان کجاست و به چه دلیل متواری است. شما به جای این حرفها، از دلیل علاقه مفرط “ف. ه” به خرید برای ما بگویید. از این حرفها بزنید. از این یکی حرفها نزنید، چرا که شما برای نقد هیچ جریان منحرفی در این کشور صاحب صلاحیت نیستید. اصولا رطب خورده، منع رطب نکند، بهتر است. ما تا الان هم زیاد احترام شما را نگه داشته ایم؛ به ۲ حرمت. یکی سابقه تان و دیگری به احترام رهبر انقلاب. خامنه ای برای ما اما همان خمینی است. پدران ما توی دهان مخالف خمینی زدند، دم شان گرم، ما هم می زنیم توی دهان مخالف خامنه ای. یعنی می زنیم توی دهان آمریکا و اسرائیل. شما مخالف ما هستید. ما هم مخالف همه جریانات مذکور. شان حضرت ماه بسی بالاتر از این حرفهاست که هر نامه ای را جواب بدهد. امام هم هر نامه ای را جواب نمی داد. آقای هاشمی! تا ما ستاره های حضرت ماه هستیم، دشمن خامنه ای فقط در “اتاق بیضی” نشسته است. شما اگر گاهی خواب خوبان را می بینید، ما در بیداری، و در حسینیه امام خمینی، خمینی را می بینیم. خامنه ای برای ما همان خمینی است، اما با این تفاوت که ما اجازه نمی دهیم جریانات انحرافی به این یکی امام هم جام زهر بدهند. پس آقای هاشمی! شما دیگر نفرمایید… جمهوری اسلامی، به جز رئیس جمهور فعلی، روسای جمهور دیگری هم دیده است. این مسائل اصلا مهم نیست. هیچ و پوچ است. نمک خوردن و نمکدان شکستن، کار خوبی نیست، اما چون “ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند” همچین هم کار مهمی نیست، ولو آنکه در دولت اصلاحات و سازندگی هم مسبوق به سابقه باشد. پس آقای هاشمی! شما دیگر نفرمایید… اگر هم می خواهید بفرمایید، بفرمایید ببینم اصلی ترین شعار ملت در یوم الله ۹ دی چه بود؛ این را بفرمایید!

/ 5 نظر / 9 بازدید
روح الله نیک سیرت رودسری

به نام خدا سلام آخی آقای هاشمی؟ اسمش آشناست!نمی دونم کجا شنیدم! به هرحال سخن دوست شیرین تر است وبلاگ خورشید حسینی با هدف پخش گسترده تصاویر مقام معظم رهبری در فضای مجازی آماده تبادل لینک و لوگو باشماست. سایه مقام معظم رهبری امام خامنه ای مستدام باد

بچه مثبت

سلام.خسته نباشی برادر.خدا قوت با متن جدیدی منتظرت هستم.موفق باشی

بچه مثبت

سلام حاجی خسته نباشی.انشاله امام زمان ازت راضی باشه.

مهدی(22مبارز)

سلام پیام جان! با مطلب زیر به روزم! منتظر نظرتان هستم فتنه ی بعدی : مشاییسم! عزیزان!کمترین کاری که از دست ما بر می آید این است که از این پس در مراسمهای سیاسی و دورچهارم سفر های استانی... دیگه عکس دکتر رو دست نگیریم (بنا به سخن امام که فرمود:ما با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم) و فقط و فقط عکس آقا را در دست بگیریم و در شعارهایمان به دکتر بفهمونیم که این راهی که او میرود به ترکستان است و سرنوشتی چون هاشمی و خاتمی انتظارش را میکشد از این پس در پلاکاردها و بنر هایمان مضمون این جمله را خواهیم نوشت: آقای رییس جمهور! کسی مانع بوسه شما بر دستان رهبری نشود! وعده ی ما : ۱۴خرداد - حرم امام خمینی(ره) www.22mobarez.blogfa.com

محمد

سلام برادر خوبين؟ أين عمار؟ منم! من! من! اين مطلب را در وبلاگ جلوه بخوانيد