بگم ها، به نگید های پست قبل
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط :

 «« حتماً بخرید!!

مطبی پایین رو بعد از اینکه یه نگاهی به فهرست، اسناد و تصاویر کتاب زدم و چند صفحه ازش رو خوندم، نوشتم، یعنی یه جورایی "حس بعد از خوندنم" وادارم کرد که این توضیحات رو برای شما بنویسم، ان شاءالله که بدون بغض و... باشه:

ماهیت و هدف اصلی جنبش رو همون روز اوّل توی اوّلین پست براتون گفتم.

آره، این درسته که میگن پشت هر شوخی، یک جدّی پنهانه. اینم یک تیکه از جدّی ما بود که پشت این همه پیامک و بهتره بگم زیر بنا و ساختار ماهوی پیامک های ما و دوستان رو تشکیل میداد.

جنبش پیامکی، حمله ای اخلاقی، متقابل و مطلقْ تهاجمی به استراتژیک و تاکتیک بی اخلاق ِ جبهه ی(بخونید اوج کم آوردن) "اطلاحات" است که جرقه آن را هم خود تئوریسین های مظفرگونه این جبهه در ذهن ما گنجاندند.

گفتیم "حمله"؛ چرا که در اینجا ما هیچ گاه کمین و پاتک نداریم. کمین برای غافلگیری پیش از حمله دشمن است و پاتک برای کندسازی روند حمله دشمن. حال آنکه ما آن قدر مقتدرانه و با غروری اسلامْ آمیخته، حرکت خود را در راه اعتلای این انقلاب آن هم از جنس مردم پیش برده و می بریم که به قول آن "مرد از جنس مردم": دشمن دیگر فکر حمله و تخیّل تهدید به ذهنش خطور نکند.

آری، گفتیم آتش این را خودشان به دامن خود انداختند؛ چرا که مردم و دولت مردمی آنچنان حرکت به جلو و تعالی را آغاز کرده اند که خشن ترین و زیرکانه ترین تاکتیک هاشان را، به خنده دارترین و بی خردترین تاکتیک ها تبدیل نموده است.

این حرکت ولاءگونه ی مردم و دولت مردمی است که تئوریسین هاشان را به این روز انداخته که دست به استخدام طنزپردازان و مسخره کنندگان میزنند تا با پیامک ها و کلیپ های خنده دار و البته بی اخلاق خود، به جنگ با خدمتگذاری بروند که خادم بودنش را پیرمرد خمیده و  سرخ گونه ای لمس کرده است که تا قبل از این، صدای کفش های خاک نخورده ی یک مدیرکل را هم نشنیده بود.

اینان خود می گویند: إنّما نَحن مُستَهزؤون، تا شاید با لودگی و هرّه بازی های خود بتوانند این عجز و تهی خردی خود را به معرض نمایش عموم بگذارند و چه زیبا گفت قرآن ناطق:

یاأیّها ألّذین آمنوا لا یَسْخَرْ قومٌ مِن قوم ٍ... ای کسانی که ایمان آورده اید! گروهی از شما گروه دیگر را مسخره نکنند شاید که آن گروه بهتر از ایشان باشند، و نه زنانی زنان دیگر را مسخره کنند شاید که آنان بهتر از اینان باشند و عیب یکدیگر مگویید و همدیگر را به لقب ها(ی ناخوشایند) مخوانید که عصیان پس از ایمان نشانی است بد. و هر که توبه نکند همانان ستمگرانند./ حجرات11