دکتر نمی دانی...
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ : توسط :

»» متن پایین رو یکی از دوستان در قسمت نظرات برای ما گذاشتند که ما هم به دلیل "هر آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند" برای شما گذاشتیم.

»» باشد که همیشه از قلم "همه دوستان"، دوستان نیز بهره برند...

* آمدی جانم به قربانت دکتر!
   خوب وقتی آمدی!
   این فضای مسموم داشت برخی را به وطن فروشی که چه عرض کنم، به خودفروشی هم می کشاند! 
  
 نمی دانی چطور به حجاب دختران ایران زمین اهانت کردند آنها که خودشان حجاب بودند برای دیدن حقایق!

* نمی دانی دکتر که چقدر از همین ایرانیانی که در این چهار سال با هرسخنرانی و هر بیانیه ات در جای جای دنیا برایشان عزّت و سربلندی به ارمغان آورده بودی چطور زیر لگدمالی ها و سیاه نمایی های مشتی از خدا بی خبر انسانیت و شخصیتشان جریحه دار شد!
نمی دانی دکتر چقدر آرزو کردم ای کاش به جای این عدّه ی قلیلی که به اندازه ی اسب هم نجابت نداشتند کاش سگ پرورانده بودی لااقل امروز دَُمی تکان میدادند!
اینان چون گربه صفتانی بودند که پس از افشاشدن فسادها و رانت خواری هاشان به طرز شگفت آوری به سیم آخر زدند و انصافاً هم کم نگذاشتند از هزینه کردن امام عزیز و رهبر مظلوممان و تا جایی که توان داشتند، خون از پیکره ی اعتقاد نسل سوم انقلاب کشیدند!

امّا عرصه ی انتخابات فرصت خوبی بود برای همه ی ما.

دکتر نمی دانی چقدر به جای شبها، روزها شاهد خواب غفلت برخی شدیم و نتوانستیم از دیدن این کابوس های شوم حتّی فریادی برآوریم!
دکتر نمی دانی چقدر این بیست و چند روز بر ظرف بردباری های ما افزود!
چه چیزها که ندیدیم و چه حرفها که نشنیدیم!
این ها دغل دوستانی بودند که تا بوی به ظاهر شیرین قدرت و مقام به مشامشان رسید چون کلاغان بی حیا دوره مان کردند!
دکتر نمی دانی چقدر بغض فرو خورده داریم و چقدر حرف حق که در گلویمان رسوب شده!
اگر نمی آمدی قطعاً خفه می شدیم!


* دکتر براستی که آخرالزّمان است که اگر نبود نمی دیدیم مصداق هزار و چهار صد سال مظلومیت شیعه را در این بیست و چند روز!
اگر نبود آخرالزمان نمی دیدیم چگونه چادر از سر دختران کشیدند مشتی هوادارنما!
و چگونه مَحرم و نامحرم را به هم در آمیختند مشتی مسامحه گر!
 

* راستی قرآن هم بر سر نیزه رفت!
   تازه به علی هم نامه نوشتند!
   ما خوارج را به چشم خویش دیدیم!
   دکتر تمام عزّت ما به جرم دفاع از حق رسماً له شد!
   دوستی ها را از ما گرفتند!
   یادمان دادند چطور مغلطه کنیم!
   یادگرفتیم چطور کلاه شرعی بگذاریم!
   ... به چشم خویش