شعر تقریباً کوتاه
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط :

@@ ای امام نارنین یادت بخیر _ آسمانی بر زمین، یادت بخیر

       نوح من، طوفانت عالم را گرفت _ راه گمراهی آدم را گرفت،

       ...   

      همّـه پشت رهبری اما به حرف _ همدل و همپای رهبر تا به حرف

      آمد امّـا عاقبت مردی شریف _‌ یک تنه فوجی ز دشمن را حریف،

      بار دبگر آرمانت زنده شد _ قلب یاران از امید آکنده شد

      شد ولایت را چونان سدی سترگ _ مرد ِ ریز اندام ِ پر کار ِ بزرگ،

    معتقد، دلسوز و خوب و باسواد _ عشق من محمود احمدی ن‍ژاد /.


@@ ای امام نارنین یادت بخیر _ آسمانی بر زمین، یادت بخیر

       نوح من، طوفانت عالم را گرفت _ راه گمراهی آدم را گرفت،

       کشتی ات شد منجی نوع بشر _ بانگ توحیدی نویدی بر سحر

       دیده بود شیطان اکبر خواب خوش _ از همان ریگان که دیدی تا به بوش،

      که جهان یک دهکده ست، ما کدخدا _ رنج، شما را و ثمر با کدخدا

      کدخدا خود را خدا نامیده بود _ خواب نمرودی برامان دیده بود،

      این غرور، شیطان را مدهوش کرده بود _ مخلصین را او فراموش کرده بود

      تو امام مخلصین، پرچم به دست _ از می عشق خدایی مست مست،

      آمدی بالای بام دهکده _ تا ببینندت تمام دهکده

      پرچم الله اکبر را زدی _‌ تا بجنگی تازه سنگر را زدی،

      ما هنوز هم داخل آن سنگریم _ مخلصانه پیروان رهبریم

      یا امام، بعد تو سخت شد کارمان _ مدتی آشفته شد افکارمان،

     جامعه سرگرم و دسته دسته شد _ رهبر از اوضاع مان خسته شد

     هر چه میگفت؛ به به . چه چه بلی _ بود، عمل هرگز نمی دید او ولی،

     همّـه پشت رهبری اما به حرف _ همدل و همپای رهبر تا به حرف

     آمد امّـا عاقبت مردی شریف _‌ یک تنه فوجی ز دشمن را حریف،

     بار دبگر آرمانت زنده شد _ قلب یاران از امید آکنده شد

     شد ولایت را چونان سدی سترگ _ مرد ِ ریز اندام ِ پر کار ِ بزرگ،

    معتقد، دلسوز و خوب و باسواد _ عشق من محمود احمدی ن‍ژاد