عکس نوشت
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸۸  

------پس نوشت عکس نوشت-----------------------------------

»» برای ٢٢بهمن؛

    پوسترهای امام و رهبری و پوسترهای آنتی سبز منتشر میشود.



 
بسته پیامکی برای «رهبرم» -2
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ بهمن ۱۳۸۸  

»» ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست!   رهبرانقلاب؛ 22 آذرماه88

http://postermoj2.persiangig.com/image/ashoora-poster45print.jpg

** هیچ سنگی نشود سنگ صبورت آقا/ تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد

** حقّا که تو از سلاله فاطمه ای/ با خنده خود به درد ما خاتمه ای

     زیباتر از این نام ندیدم به جهان/ سیّدعلی الحسینی الخامنه ای

** دَم هر چی رهبره گرم/ کمر هرچی ضدِ رهبره خم

     روی هر چی موسویه کم/ برا دشمنا آرزوی زلزله بـم

     زیر چشم خاتمی همیشه نـم/ تو دهن هرچی کروبی سم(1)

** نمیگویم ه در عالم «ولی» نیست/ ولب بالاتر از سیّدعلی نیست!

     برخامنه ای رهبر خوبان صلوات.

** با تو بودن شیعه بودن میشود/ بی تو بودن کار هر دشمن شود

     دشمنانت کینه جانم بُوَنـد/ پیروانت عاشق مولا بُوَنـد(2)

** تاریخ در حال تکرار است و نهروان در حال وقوع!

     در کدامین جبهه ایم؟ با علی یا در برابر علی؟؟

** چشم تمام کائنات سوی عنایت علی/ رهبر ما خامنه ای تحت حمایت علی(3)

** گفتند که عاشقی و دیوانه‌ای/ در باب خیال و خم ابروی که‌ای؟!

     گفتند بگو؛ به قصد قربت گفتم:/ سیّدعلی الحسینی الخامنه‌ای

**  تاب منجلی را بنگرید/ چهره سیّدعلی را بنگرید

      چهره آقا شبیه آیینه است/ نام امروز خمینی، خامنه است

** رهبر عارف ما سیّدعلی ست/ به چه زیبا زده نقشش نقّاش

     آفتاب است و نگاهش پُر مهـر/ چشم دیدار ندارد خفّاش(4)

** گرچه من سربازم و درمانده ام/ سرخوشم مهدی-عج بود فرمانده ام

     گرچه شد فرمانده ام غایب ولی/ دل خوشم بر نائبش سیّدعلی(5)

**  با خامنه ای کسی نگردد گمراه/ او در شب فتنه میدرخشد چون ماه

      در هر نفسم برای او میخوانم/ لا حول و لاقوة إلا بالله

** رزمنده و در صف جهادیم هنوز/ نابودگر ظلم فسادیم هنوز

     سوگند به روح قدسی روح الله/ ما یاور سیّدعلی هستیم هنوز

** به هوش باش که امروز کوفه تهران است/ ذوالفقار گرفتار نیزه داران است

     علی همیشه هست تا ابد مظلوم/ شهید زخم زبان های سایه مردان است

     مباد غفلت این روزهای حادثه خیز/ که کوفه تا ابد از کرده اش پشیمان است!

** سربند عقیده را به سر می بندیم/ شب را به گلوله سحر می بندیم

     هر لحظه به یک اشاره رهبرمان/ بر ختم منافقان کمر می بندیم(6)

** الهی تا زمین دارد حرارت/ برای ما بماند این ولایت

** نور است خمینی و عدویش ظلمات/ بر خامنه ای، حسین دوران صلوات

** مگر قرار است در این کربلای واپسین نیز،

     سر ِخورسید، تنها بر بالای نیزه قرآن بخواند؟!... هیهات!

** هرگز به غیر جانان، ما جان نمیفروشیم/ جان می دهیم امّا، جانان نمیفروشیم

     دشمن اگر ببخشد کاخ سفید خود را/ یک تار موی رهبر، بر آن نمی فروشیم

**  امروز که راه عشق پر پیچ است/ حکم آنچه تو میکنی، دگر هیچ است

** از تیغ ولایت سر تسلیم بگیریم/ صدبار اگر خصم بگیرد سر ِ ما را

     یک موی تو را بر همه عالم نفروشیم/ بخشند به ما گر همه أرض و سماء را

** رهبر . امام!

     گر تو فرمانم دهی جان میدهم/ سخت جانم، لیک آسان میدهم

**عمل سبز ولایی/ چراغ عقل سرخ کربلایی

** راه یبز ولایت/ ادامه راه سرخ شهادت

** فرمان رسید این خانه از دشمن بگیریم/ تخت و نگین از دست اهریمن بگیریم

     یعنی کلیمی آهنگ ِ جانِ سامری کرد/ ای یاوران باید ولی را یاوری کرد!

** نکند حفظ علی بر همگان عار شود/ نکند حقّ علی در عمل انکار شود

     محرم راز علی، نخل و دل چاه شود/ سیلی خصم زبون، نقش رُخ یار شود

     نکند مکر بنی ساعده تکرار شود/ باز علی در قفس خانه گرفتار شود

     از علی تا به علی، فاصله یک آیینه است/ آن علی از مکّه و این علی از خامنه است

** آهن آب دیده را، زنـگ عوض نمیکند/ چهره انقلاب را، جنگ عوض نمیکند

     به خیل دشمنان بگو، به کوری دو چشمتان/ مطیع امر رهبری، رنگ عوض نمیکند!

** باز گردید ای تکاورهای جنگ/ ای شجاعان ای دلاورهای جنگ

     جبهه فرهنگ را احیا کنید/ خُدعه و نیرنگ را رسوا کنید

     رنگ سبزمخملی بس نابجاست/ این همان قرآن روی نیزه هاست

     ما بسیجی با ولایت زنده ایم/ زنده ایم و تا ابد رزمنده ایم

** شهری به آتش میکشم، گر تو لبت را تَر کنی

     من چون گلی در دست تو، تا که مرا پرپر کنی

     بر رشته ای معجر زهرا-س قسم سیّدعلی

     خنجر به حنجر میزنم، گرتو هوای سر کنی

** گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب/ گر پدر مُرد، تفنگ پدری هست هنوز

     گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند/ شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز

     گر امام ِ شهدا نیست کنون دربَرمان/ خلف صالح و مظلوم علی هست هنوز...

** عشق یعنی یک خمینی سادگی؛ عشق یعنی با علی دلدادگی

     عشق یعنی دست تو پرپر شده؛ عشق یعنی یک علی رعبر شده

     عشق یعنی لافتی إلا علی؛ عشق یعنی رهبرم سیّدعلی

------پس نوشت---------------------------------------------------------

١»» با تشکّر از وبلاگ «خوشبوترین گـل نرگـس»

2»» با تشکّر از بی بی طیبه میردهقان از استان یزد

3»» با تشکّر از وبلاگ «عدالت ناگزیر»

4»» با تشکّر از وبلاگ «دزدگیر88»

5»» با تشکّر از وبلاگ «پلاک، شهادت»

6»» با تشکّر از جناب حسین پرواز از استان ارومیه

»» با تشکّر از همه دوستانی که پیامک ها را برایمان ارسال نمودند.

»» پیامک، اشعار و جملات ادبی خود را برایمان بفرستید!

»» شماره جنبش پیامکی: 09193002482



 
عکس نوشت اربعین
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳۸۸  

http://poster88.persiangig.com/audio/ashoora-poster29print.jpg



 
ناتور دشت مُرد
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳۸۸  

»» به بهانه «رفتن» جی.دی.سلینجر

»» نوشته ای از میثم پیمانجو

----------------------------------------------------------------------------------------------

http://myup.ir/files/63g1ftklq0nhcommo7oo.jpg

چند روزی هست که جی.دی.سلینجر، مُرده و تونسته یه جایی رو برای همیشه پیداکنه تا بتونه در مورد داستان هایی که دیگه هیچ وقت قرار نیست کسی سراغی ازش بگیره، راحت فکر کنه. اون دیگه راحت تر از گذشته میتونه به شروع و پایان آخرین داستانِ بلندش فکر کنه، داستانی که بلندیش بحدیه که هیچ وقت پایان نوشته شده ای نداره ولی هر مخاطبی میتونه پایانِ شو حدس بزنه!

عشق سلینجر به زندگیه ناتور دشتیست که باعث شده تا او اینقدر راحت و بدون هیچ دغدغه ای بمیرد و همه مخاطبانش را در این سؤال فروببرد که:

مگر ناتور ِ دشت هم می میرد؟ واگر مُرد، تکلیف بچّه های قصه سلینجر چه میشود؟

آیا ناتور ِ دیگری در راه است؟


----------------------------------------------------------------------------------------------

کلیک کنید:

»» بی مردم و برای مردم

(4نوشته؛ برای کتاب ها و شخصیت سلینجر)

»» درباره دیوید جروم سلینجر

(همه آنچه در مورد سلینجر میخواهید بدانید؛ زندگانی- آثار- نگاه دیگران)

»» دانلود نسخه صوتی کتاب ناطور دشت، ترجمه محمد نجفی

(بخوانید هدیه اش نمی دهید!)



 
به کجا چنین شتابان؟؟؟
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱٤ بهمن ۱۳۸۸  

»» نقدی بر مجموعه «به کجا چنین شتابان»؛ نوشته وبلاگ فریاد آسمانی

»» متن کامل را در اینجا بخوانید: به کجا چنین شتابان؟؟؟؟

http://media.farsnews.com/Media/8708/ImageReports/8708221681/20_8708221681_L600.jpg

»» به کجا چنین شتابان؟ بیننده از کارگردان پرسید!

     به هر آن کجا که فرهنگی نباشد!

--------------------------------------------------------------------------

نقص زدایی پیشکش! نقص افزایی نفرمایید لطفاً!

من  گله دارم از سریال هایی که فرهنگ بیگانه را لابه لای سفره ی قلم کار و دیوارکاه گلی و استکان کمر باریک و... از این جعبه ی جادویی به عوض فرهنگ اصیل ایرانی و تاریخ اسلامی به خورد این نسل جدید می دهند!

من  گله دارم از دریده شدن پرده های حیا و عشوه و کرشمه فروشی زنانی که روزگاری با وقار و متانتشان شهرت داشتند نه زنانی که تنها هنرشان آبستن بودن است و لبخند فروشی به نامحرم!!! و آن وقت با چند تا سفره ی رنگین از دلمه و ترشی و آب گوشت و فسنجان زن ایرانی را به دنیا معرفی می کنند!!!

به این فکر می کنم که این رسانه قرار بود به سفارش رهبری ، نزدیک شود به یک «رسانه ی فرهنگ ساز، به طراز رسانه ئی که دین وَ  اخلاق وَ امید وَ آگاهی،  بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده براساس آن شکل گیرد و هنر و شیوه های گوناگون حرفه ئی و آزموده  شده یا نوپدید، یکسره در خدمت رشد این شاخصها در آید!»*

...درست است ما در جامعه معتاد داریم! سیگاری داریم! قبول! خیلی ممنون که اکتشاف کردید این معضل را! ولی فکر نمی کنید علنی شدن بعضی گناهان -سیگار کشیدن زن و مرد، آدم مست و فوران شهوت یک جوان بی جنبه- منجر به عادی شدن آن در جامعه می شود!؟؟؟

ببخشید کدام نمایش اصالت خانوادگی؟

اینکه دختر و پسری راست راست تو روی پدرو مادرشان، از روابط نامشروع خود حرف بزنند، کجای متون ایران _اسلامی است؟ عزیزان فیلم ساز محترم، جسارتا، علاوه بر کودکان ما که آنها را پای «کشتی کج» نشاندید ، نوجوانان ما هم پای تلویزیون نشته اند!

بله. بله. این معضلات وجود دارد منکر نمی شویم.

...مراقب باشید به جای آسیب شناسی روابط خانوادگی، آسیب تازه وارد نکنید!

...

به کجا چنین شتابان

------پس نوشت---------------------------------------------------

* قسمتی از متن حکم رهبرانقلاب در 16/ آبان ماه88

** این مطلب رو یه خبرگزاری محترمی، چند دقیقه رو سایتش گذاشت و بعد احساس کرد باید حذفش کنه!

*** متن کامل را در اینجا بخوانید: به کجا چنین شتابان؟؟؟؟



 
چه عجب!!
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳۸۸  

»» بالاخره قانون کمرش را راست کرد!!

سرانجام با گذشت نزدیک به 8 ماه از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که در روزهای آغازین اغتشاشات پس از انتخابات تعداد قابل توجهی از عاملین اصلی و حتی عوامل درجه دو و سه موثر در ناآرامی‌های توسط قوه قضاییه به پای میز محاکمه کشانده شدند، قوه قضاییه تصمیم گرفت تا فرزندان هاشمی رفسنجانی را نیز به محکمه بکشاند. این در حالی است که تا کنون با وجود مدارک غیر قابل انکار همچون فیلم حضور فرزندان هاشمی در ناآرامی‌های پس از انتخابات و برخی اعترافات متهمین دستگیر شده، «مهدی هاشمی» در خارج از کشور به سر می برد و «فائزه هاشمی» آزاده مشغول ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی است!!

--------------------------------

»» حجة‌الاسلام سید ابراهیم رئیسی؛ معاون اول قوه قضائیه، دوشنبه شب در نشست سیاسی بصیرت که در مسجد اهل البیت(ع) قم در سخنانی اظهار داشت:

اراده دستگاه قضایی امروز بر این امر استوار شده است که به هیچ عنوان رسیدگی به اتهامات کسانی که منتسب به خواص هستند را کنار نخواهد گذاشت و پرونده فرزندان هاشمی نیز به دادسرای تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جریان قرار خواهد گرفت.

...برای رسیدگی به جرم برخی خواص منتظر شکایت مردم نیستیم و قطعا با پیگیری مدعی‌العموم به پرونده این آقایان رسیدگی می‌کنیم.
...همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی تکلیف خواص و نخبگان جامعه را در موضع‌گیری صریح و روشن مشخص کردند، آنها باید تولی و تبری خود را نسبت به ولایت فقیه و دشمنان اعلام کنند.

http://rajanews.com/Files_Upload/4444.jpg

------پس نوشت-----------------------------------------------------------------------

»» آخه حمید رسایی راست میگفت که:

همین امروز (یکشنبه) در خروجی خبرگزاری ها فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده است که 70 درصد اغتشاشگران روز عاشورا که تصاویر آنها منتشر شده بود، با همکاری مردم دستگیر شده اند.
سوال این است که 30 درصد بقیه که تصاویرشان هم منتشر شده است، چرا دستگیر نشده اند؟ چرا یک فرد عادی که زیر پل کالج حضور داشته است، بازداشت و دادگاه وی نیز برگزار شده است اما «فائزه هاشمی» که فیلم حضور وی همه جا پخش شد، هنوز احضار نشده است؟
وی با طرح این سوال که «چرا قانون اساسی رعایت نمی شود»؛ اظهار داشت: اصل 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح می کند که قوم، قبیله، رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود، اصل 20 نیز بر حقوق مساوی در جامعه تاکید دارد.
رسایی یادآور شد: اخیرا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دلیل انتقاد از آقای هاشمی احضار شده است اما کسانی که در این اغتشاشات همه نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال بردند؛ مصونیت دارند.
وی گفت: چرا کسانی که فهرست اراذل و اوباش را تهیه کرده بودند و 200 میلیون تومان هم به این افراد پرداختند و در حال حاضر به لندن پناهنده شده اند؛ تاکنون به دادگاه احضار نشده اند، دستگاه قضایی با وجود پناهندگی این افراد؛ حداقل آنها را احضار کند. از این دست سوالات در نزد افکار عمومی هنوز مطرح است و در صورت عدم پاسخگویی دستگاه قضایی، از جای دیگری بروز خواهد یافت.(
دوشنبه/ 12بهمن ماه88)

»» کلیک کنید:

آخرین فیلم های منتشره از خاندان هاشمی....(جنبش پیامکی)

پرونده مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی به دادسرا رفت(رجانیوز)



 
دلبسته مـولای خراسانی خویشم
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳۸۸  

»» نجوایی با علمدار انقلاب؛ به بهانه حضور رهبرم در مرقد معمارانقلاب

»» با تشکّر از جناب حسین قدیانی

اقامه نماز توسط مقام معظم رهبری در مرقد امام راحل

در عالم،اسراری هست که جز به بهای "خون دل" فاش نمی شود؛...راستی،چه گفتی مولای ما در حرم امام به امام؟!

بیست سال است که ما هر زمان دل مان برای خمینی تنگ می شود مولای مان خامنه ای را نگاه می کنیم.خامنه ای،خمینی دیگر نیست؛همان امام است؛به صلابت امام،اما از امام،مظلوم تر.به تنهایی امام اما از امام تنهاتر.به غریبی امام اما از امام غریب تر.بیست سال رهبری زمان کمی نیست.بیست سال،که دشمن برای هر دقیقه بلکه هر ثانیه اش نقشه کشیده است.فتنه اخیر باورم هست به حوادث هفت ماه پیش بر نمی گردد.بیست سال است که مولای ما با تدبیر،مبدل به رویا کرده است برای دشمن،تغییر نظام ما را...

پاره پاره کرده بودند اینها وصیت نامه شهدا را،اگر چون شمایی مولای ما نبود.اگر شما مولای ما نبودی،اینها اندیشه امام را در همان جماران حبس کرده بودند.اینها امام را برای موزه می خواستند.اینها حتی به روح امام "جام زهر" دادند.اینها انتقام امام را از شما می خواهند بگیرند.با اینها بود به روح امام هم زور می گفتند و یک "صحیفه نور" دیگر برایش می نوشتند که در هر صفحه اش هزار بار "باج" داشته باشد و هزار بار "تاج"...

مگر نگفت:"غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است"؟!نه،مولای ما سید علی،غلام نمی خواهد؛راحت انتقاد کنید.راحت نامه بنویسید.راحت جام زهر تعارف کنید.راحت ناسزا بگویید.شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" با شما،آشتی کردن با ما.هلهله کشیدن در عاشورا با شما،میانجی گری با ما.گرگ شدن با شما،خر شدن با ما.هار شدن با شما،هالو شدن با ما.خار شدن با شما،چشم شدن با ما.استخوان شدن با شما،گلو شدن با ما.بریدن با شما،بی سر شدن با ما.عایشه شدن با شما،احترام سران فتنه با ما.دیکتاتوری با شما،شنیدن شعار مرگ بر دیکتاتور با ما.راحت باشید؛هر چقدر بیشتر فتنه کنید،نظام بیشتر برای تان محافظ می گذارد.مهد دموکراسی  ایست اینجا.اینجا ما از آن طرف بام افتاده ایم.30 سال است که در تلوزیون جمهوری اسلامی،"دیالمه" سانسور بود.30 سال است وصیت نامه یک شهید را در تلوزیون،کامل نخوانده اند.30 سال است که حضرات رنگ خون به خود ندیده اند.آخرین بار کی و کجا بر دستان پدر یک شهید بوسه زده اید...

...اینجا "سید علی" تنهاست و اصلا ما مانده ایم که او را با که مقایسه کنیم؛مولای ما علی نیست که قنبر بخواهد،موسی نیست که هارون بخواهد،حسین نیست که زینب بخواهد.خمینی نیست که بسیجی بخواهد.پس کیستی خامنه ای که این چنین تنهایی.اینجا برای هر پروانه ای که دور شمع ولایت می گردد، یک حرف در می آورند.اینجا خواصی که قرار بود ناطق باشند،خاصیت خود را از دست داده اند و سکوت کرده اند.نه شیر می دهند نه بار می برند. به جای آنکه آدم نهج البلاغه باشند شتر این کتاب شده اند!

در عالم،اسراری هست که جز به بهای "خون دل" فاش نمی شود. کاش گفته باشی اسرار درونت را به امام.شما ای مولای ما، شما کی گفتی این انقلاب بی نام آقازاده ها در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست؟!

شما از روی وصیت نامه امام برای ما مشق عشق می نویسی در شبهای پر از حادثه انقلاب.سرمشق های تو را امام گفته بود.اینها دارند در کلاس براندازی از روی غرب دیکته می نویسند.اینها اسلام را به دموکراسی فروختند و عجبا که چه ارزان فروختند.اینها فروختند دموکراسی را به دیکتاتوری.رای ملت را به منیت.ولایت را به حکمیت.وصیت نامه امام را به نامه های سرگشاده.جماران را به نیاوران.فکه را به مکه.خدا را به کعبه.علی را به رنگ سبزمعاویه.حسن را به همسرش.حسین را به آقازاده معاویه."آقا" را به "آقا زاده ها".خانواده شهدا را به خاندان هزار فامیل.دریا را به مرداب.انقلاب را به ضد انقلاب.اسلام ناب را به مردان با حجاب.کربلا را به کوفه. جزایر مجنون را به جزایر هاوایی.ولایت عشق را به ایالت عیش."همت" را به غفلت."باکری" را به ندا.ندا را به فریب."امن یجیب" را به وردهای عجیب...

..."بیت رهبری" را به "اوهن البیوت".رهبر را به قائم مقام.حقیقت را به مصلحت.شهادت را به اسارت.آزادگی را به بردگی.بندگی را به آزادی.نماز را به یوگا.مدینه را به شام.حنجره حسین را به شمر.علی اصغر را به حرمله.علی اکبر را به سم اسب.عاشورا را به آشوبگران.زیارت عاشورا را به تورهای مسافرتی.زیارت جامعه را به جامعه مدنی.مدینه النبی را به دهکده جهانی."ملاصدرا" را به "مک لوهان"."مطهری" را به "سروش"."بهشتی" را به "فوکویاما".ما را به "اوباما"."آیت" را به "مصدق"."دیالمه" را به "موسوی"."بنت الهدی صدر" را به "رهنورد"."متوسلیان" را به "بنی صدر"."صد" را به "نود".یتیم نوازی را به توپ بازی.صداقت را به نفاق.رای را به SMS...کانال کمیل" را به کانال های سکسی.خون شهدا را به منازعات سیاسی.ولایت را به احزاب سیاسی.پلاک شهدا را به "پلاک سیاسی" و...

در عالم اسراری هست که جز به بهای "خون دل" فاش نمی شود. کاش گفته باشی اسرار درونت را به امام... می گفتی به بهانه حرس کردن شاخ و برگ های زائد؛بخوان به اسم اصلاحات، می خواستند ریشه درخت انقلاب را بزنند...به خمینی می گفتی اینها را.می گفتی که از آبروی شان برای انقلاب امام مایه نگذاشتند...می گفتی که استوانه ها تنهایت گذاشتند.می گفتی که این بار سنگین است.می گفتی که زخم زبان می زنند.می گفتی این صحنه آرایی ها را.این لشکر کشی ها را.می گفتی از آنهایی که قرار بود دست شان در دست تو باشد اما برایت سرگشاده ترین نامه ها را نوشتند.می گفتی که از همان اول هم ولایت فقیه را قبول نداشتند.می گفتی از ما و از رنجی که می بریم.از آلام ما.می گفتی که ما در این بیست سال یک آن تنهایت نگذاشتیم.می گفتی از عشق مستدام ملت به ولایت.می گفتی که ما از کوران این فتنه کور،رو سفید بیرون آمدیم.می گفتی که خواص،بابت گفته ها و نگفته ها مردود شدند...می گفتی که عهد شکستند.می گفتی به امام متن نامه ها و بیانیه ها را.می خواندی برایش...می گفتی از اندوه و غم پنهانی خویش.می گفتی که در این بیست سال رهبری بر شما ای مولای خوبی ها چه گذشته است:

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم       چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش             چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی             من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی   عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم

از شوق شکر خند لبش جان نسپردم        شرمنده جانان ز گران جانی خویشم

بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر    افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم

هرچند "امین"،بسته دنیا نیم اما               دل بسته یاران خراسانی خویشم.

------پس نوشت---------------------------------------

»» حتما متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.

»» شعر پایانی، از سروده های خود رهبر انفلاب با تخلّص «امین» است.



 
أین عمار 22 بهمن
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳۸۸  

»» بازخوانی فریادی که نباید در هیاهوی خواب آلودگی خواص، برای «ماها» گم بشود!

»» سیّدعلی؛ جان ها فدایش:

** دشمن تلاش دارد 22بهمن؛

     این ثروت عظیمم ملّی را متزلزل کند، بنابراین باید با تمام قوا در صحنه بود!

     (بیانات در 29/ دی ماه امسال)

------پس نوشت----------------------------------------------------

* واگر این جمله پایین را بازخوانی نکنیم، نمیتوانیم «با تمام قوادر صحنه باشیم»!!

   سیّدعلی؛ جان ها فدایش:

   آنچه که براى ما لازم است، این است که آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین، بخصوص جوانها، بخصوص کسانى که سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ کس نگوید من تکلیفى ندارم، من مسئولیتى ندارم؛ همه مسئولند... شناخت موقعیّت، و حضور در لحظه مناسب و مورد نیاز، اساس همه کارهاست. (بیانات در 29/ دی ماه امسال )

* متن کامل را در ذیل بخوانید:

«   تبیین وظیفه در 22 بهمن امسال از نگاه رهبری»



 
عکسْ پیام
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ بهمن ۱۳۸۸  



 
نستله ی اغتشاشات!
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳۸۸  

»» برای بدبختی خودمان که در این گیروداد باید برای «خودی ها» هم بنویسیم!

http://masdood.persiangig.com/image/weblog/sakh.jpghttp://sarekhat.ir/wp-content/uploads/2009/12/suti_sedasima_thumb1.jpg

این صـداو سیمـای ما نه تنها افشاگری نمیکند که «خودمشغولی» هم می آورد، کمی از آقای مشایی ندارد که هر چندوقت یکبار تیتریک روزنامه های سبـز میشود. چه کنیم که باید این همه روز که نه!، این همه ماه منتظربمانیم تا شاید «روبه فردا»یی یا «دیروز امروز فردا»یی بیاید و کمی از حرف دل مردم را بزند، کمی «مغزسبزیخ زده» آقایان(سران فتنه را میگوییم، آقایان به خود نگیرند!) را به چنداستدلال دَم ِ دستی «آب» کند و جگر مردم را «ذُرتی» خنکایی بخشد؟! چه کنیم که باید این همه شهید بدهیم تا بیانات راهگشا و بُرنده ی امام-ره را پس از اینهمه بشنویم؟! چه کنیم که فریاد مردم در «حماسه امام و امّت» را هم سانسور میکند؟! همان فریادها که گفتند: «تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته!!» چه کنیم که محسن ها را باید به مسلخ عاشورا بکشانند و برهنه کنند و از آن به عنوان «یادگارعاشورای سبز» برای خود افتخار آفرینند و آنوقت به اندازه یکی از گزارش های «ندا» از بیست وسی که هیچ! به اندازه یک پیام بازرگانی «مزمز» هم صدایش را در نیاورند؟!! اگر نمی توانید نشان بدهید میتوانید حرفش را بزنید که- نمی توانید؟

چطور ما 25شهیدبسیجی را برای همین نظام و صداوسیما بدهیم و آنوقت تایم ِ گزارش های صداوسیما از شهدای زنده جنبش سبز، چندصدبرابر ِ تایم ِ گزارش های صداوسیما از شهدای این بچّه بسیجی ها باشد؟ این شهدا که مادر ندارند آقای ضرغامی؟!! فقط «ندا» پدرومادر دارد و استاد موسیقی! آره- اینجا بچّه های یگان ویژه زندگی و زن و بچّه ندارند! اعصاب ندارند! یکبارهم حرف دل اینها را پخش نکردند امّا «اطاعت» ها آمدند و از گرانی نان سنگک هم محلّه ای هاشان در «سعات آباد» فریاد زدند!

همه این ها را خواندی؟ سر و ته اینها به کجا می خورد؟ ریشه اش در کدام سرزمین است؟ کدامین آدم ها که نه! کدامین حیوان صفتان این آشوب ها و مظلومیت ها را به ظهورکشاندند؟ غیراز صهیونیست ها، مگر حیوانات دیگری جهان کفار را مدیریت میکنند؟ غیراز «بیلدربرگ»ها مگر در اجلاس دیگری برای خون بچّه بسیجی ها میتوانند برنامه ریزی کنند؟ غیراز «سوروس»ها و «جین شارپ»ها مگر کس دیگری میتواند سرمشق مخمل نما بدهد؟ حالا همین ها می آیند و نستله؛ کالای صهیونیستی خودشان را در این گیروداد در پیام بازرگانی های وسط «رو به فردا» ها و «دیروز امروز فردا»ها و در قبل و بعد بیانات راهگشا و بُرنده امام راحل مان و بعد از فریاد «أین عمار» رهبرعزیزمان؛ سیّدعلی پخش میکنند! یعنی تبلیغ میکنند که اگر نمیگذارید تهران، «غزه» و «صعده» شود حداقل به کودک کشی در غزه و صعده کمک کنید! حداقل اگر نمیگذارید رهبرتان را به مسلخ کربلا بکشانیم، به سلاخی کردن کودکان و مادران فلسطینی و یمنی کمک کنید! به ارتش مان دورادور کمک کنید! از تهران و  از کنار مسجدها و حسینیه هاو تکایایتان به ما کمک کنید!

آی میخندند که ما دَم از مخالفت با نظام سلطه میزنیم و کالاهایشان را اینجوری تبلیغ میکنیم!  12فروردین57 خودشان هم فکرش را نمی کردند که روزی بیاید که «نستله» کنار بیانات «آیت الله خمینی» که دنیایشان را بخاطر درافتادنشان با دینمان، به ذلّت و خواری کشیده بود؛ در سیمای حکومت خمینی تبلیغ کنند!

چقد مظلومند این بچّه بسیجی ها!

این بچّه های نیروی انتظامی!

این کودکان غزه و صعده!

چقد مظلومند این نستله ها!

چقد رنگ نستکافه شان به خون «محسن»ها و «کبیری»ها می آید!!

چقد مزه شکلاتش به خوشمزگی «خون دل خوردن»های مادران شهید نزدیک است!!

به خود بیایید آقایان!!

------پس نوشت--------------------------------------------------

»» مستندات ماهیت شرکت نستله و حمایت‌هایش از رژیم صهیونیستی

(تمامی مستندات فوق از منابع رسمی این شرکت یا طرف‌های قرارداد آنها از اسرائیل تهیه شده است)

»» تجارت با غیر مسلمان‏

(10استفتاء از رهبرانقلاب پیرامون جزئیات کالاهای اسرائیلی)

»» نستله

(پوستری برای نوشیدن نستله!)



 
برای آقای آقازادگان!!
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ٦ بهمن ۱۳۸۸  

»» ...دارند دین امّت محمّد را به تاراج میبرند و هنوز در شک بین حق وباطل مانده اید؟!!

     هنوز پشت علی نماز میخوانید و سر سفره معاویه مینشینید؟!!

http://masdood.persiangig.com/image/weblog/sakh.jpg

»» آقایان 7ماه فتنه و شما در این 7 ماه از انقلاب، چه کردید؟؟

آقای...! / ندیدی که لباس بسیجی را/ از تنش درآوردند و /با دشنه/ به جانش افتادند؟/ باز هم بگویید ان‌شاءالله که گربه است!!/ این بود عمل به مّر قانون؟/مقصر حادثه کهریزک باید مجازات شود و/ درباره سران فتنه/ اما نگاه کنید، یعنی خب، اینکه درست ولی، باشد، راستش، بالاخره/ یعنی که هنوز باید مناظره کرد!!

به راستی ما چند کشته باید بدهیم/ که بی‌حساب شویم! / از سر چند زن چادر باید بکشند؟/ بر سینه چند بسیجی/ باید چاقوی کینه فرو کنند؟/ چند نفر از ما باید بمیریم؟/ چند عاشورا باید هلهله کنند؟/ چند صفحه از قرآن/ باید پاره شود؟

(خون خواهی و اقتدارتان، مادران شهدای اخیر را شرمنده کرد! امام و شهدای انقلاب و 8سال جبهه ها دیگر پیشکش!)

شهدا که خاک‌مان را حفظ کردند،/ اینجا چه خبر است؟!/ شهر من/ کی دست دشمن افتاد؟!/ بعد از شهدا/ چه کسی قرار بود دیده‌بانی کند؟/ چه کسی صندلی را چسبید و / پست را خالی کرد؟

...در مجلس/ هیچ کمیته‌ای نیست/ تا تحقیق کند/ که بسیج/ در این 7 ماه/ چقدر شهید داد؟!/ مقصر حادثه کهریزک شناخته شد/ مبارک است/ ولی هنوز منافق بودن سران فتنه/ برای عده‌ای/ مشخص نشده است/ و اصلا ان‌شاءالله که گربه است!! / / توطئه هم توهم است/ الکی هم به بزرگان انقلاب/ تهمت نزنید/ آشتی آشتی/ با هم بریم تو کشتی/ نه، قایق من عاشورا بود که در دجله گم شد/ من سوار کشتی تایتانیک نمی‌شوم/ «دی کاپریو» مظلوم نیست/ مظلوم من هستم / که اسلحه پدرشهیدم را / دست منافقین می‌بینم / مظلوم بچّه‌های بسیج‌اند / که خسته / با دستان بسته / پیشانی پینه‌بسته / دل شکسته / و هزار و یک غم و غصّه / به شهادت می‌رسند / و کسی اخبارشان را مخابره نمی‌کند- می کند؟؟

شما هر روز / ناشتا/ به جای سیب/ روزنامه می‌خوانید/ و انقلاب را آسیب‌شناسی می‌کنید/ و من در صفحه جنگ برای شما نوشتم که / وقتی شهید «محمد کریمی» / با صورت/ روی زمین افتاد/ پشت لباسش نوشته بود: «رهسپاریم با ولایت، تا شهادت»/ آقایان! باور کنید... ما تند نرفته‌ایم/ شما/ زیادی آرام می‌آیید/ شما حتی/ از مادر «شهید کارور»/ که 75 سال دارد/ و کمرش قوز کرده/ و آرتروز دارد / آهسته‌تر راه می‌روید/ با همه این احوال / 9 دی آمد خیابان انقلاب / آقایان!/ مالک‌اشتری‌های خوبی باشید/ و فقط به خاطر رسیدن به مصر/ گام‌های‌تان تند نشود!‌/ و تنها وقتی نامزد ریاست جمهوری هستید/ نطق‌تان باز نشود/ مالک/ ملک و املاک نداشت/ مالکِ اموالش نبود / مالکِ نفسش بود / جلودار بود/ کاندیدای شهادت بود/ نه نامزد ریاست/ خط شکن بود/ خط می‌داد/ خط نمی‌گرفت /...

اینجا تصویر کربلای پنج را نشان می‌دهند/ البته ساعت 3 نصفه شب/ که همه خوابند/ تا گلوی بریده «شهید حاجی‌باشی»/ احساس کسی را جریحه‌دار نکند/ آری، نشان نمی‌دهد که در 30 خرداد/ تظاهرات مسالمت‌آمیز/ چگونه به شهادت پنج بسیجی منجر شد/ و چه فاجعه‌ای رخ داد!

اینجا/ عدّه‌ای/ گران‌فروش شده‌اند/ و آبروی‌شان را/ حتی در راه ولایت هم/ خرج نمی‌کنند!

الان/ با ارزان‌ترین قطب نماها/ به راحتی/ جهت حرکت آب در / قطب جنوب را/ تشخیص می‌دهند/ ولی گران‌ترین‌شان هم/ نمی‌توانند مشخص کنند/ که برخی خواص ما/ کدام سوی این میدان/ رو به قبله شده‌اند!!/ مرد/ مولای ماست/ که خیمه انقلاب را/ سرپا نگه داشته/ مولای ما/ امام را دوست دارد/ نه بالاشهر را/ حسینیه جماران را دوست دارد/ اما به این بهانه/ نیاوران نیامد/ ویلانشین نشد/ بهترین صحابه خمینی/ که هنوز هم با ما همسایه است/ «خامنه‌ای» است/ ما یوسف خود نمی‌فروشیم/ ما فرزندان خوب خمینی هستیم/ نه بچه‌های تخس یعقوب/ اینجا کنعان نیست/ کوفه هم نیست/ تهران است/ و از مدینه، بیشتر/ «کوچه بنی‌هاشم» دارد/ من/ جوانی از جوانان بنی‌هاشم نیستم/ سر این کوچه ایستاده‌ام/ تا مگر «عباس» را ببینم/ من عددی نیستم که شما/ دعوای‌تان را با من / به حساب انقلاب بنویسید!/ جوانمردان! به ازای هر صدناسزا/ که بار من می‌کنید/ یک تلنگر هم به دشمن بزنید/ بسیجی/ فحشش را از دشمن می‌خورد/ این سهمیه را/ هر روز CNN و BBC / سر ساعت به ما می‌دهند/

اکبر گنجی / بدون سوال و جواب/ جایش در موتورخانه جهنم است/ و اما حق‌الانقلاب/ حق‌الامام/ حق‌الشهدا/ برای شماست/ که به اسم همسایه شدن با امام/ و نزدیکی با پیر جماران/ ویلانشین شدید/ مالک اشتر هم/ اگر ویلای شما را داشت/ از بس که قشنگ و دلرباست/ سکوت می‌کرد/ و حق را به باطل می‌داد/ و در مناظره/ خوابش می‌برد/ و در مبارزه/ کم می‌آورد/ و در سرکار/ خمیازه می‌کشید و / غش می‌کرد به طرف قرآن‌های روی نیزه!

 آقایان!

یکی از محافظان‌تان را/ مأمور کنید/ که به جای جسم‌تان/ مراقب نفس‌تان باشد/ من با شما دعوا ندارم/ گلایه‌ام از روزگار است/ روزگار آزگاری است/ با این حال و روز...  من این را حتم دارم/ و مطمئن هستم / فلان مسؤول/ الان 7 تا محافظ دارد/ اما هیچ خیری به انقلاب نمی‌رساند/ و اصلا اگر تنها هم بیرون بیاید/ هیچ‌کس/ حتّی «انجمن پادشاهی» هم/ با وی کاری نخواهند داشت/یک سوال دیگر/ بعد از شهدا/ شما چندتا محافظ داشته‌اید؟!

آخر این قافله / ناسلامتی عزم کرب‌وبلا داشت!

------پس نوشت-------------------------------------------------

»» بُریده ای از متن زیبا و عمیق جناب حسین قدیانی

»» متن کامل را در ادامه مطلب، حتماً مطالعه نمایید.



 
برای همان بسیجی
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۳ بهمن ۱۳۸۸  

»» شعر تقدیم به همان اصحاب عاشورایی خمینی-ره که در عصرعاشورا88،

     همان کردند که با مولایش؛ حسین-علیه السّلام در قرن 61هجری کردند...

http://masdood.persiangig.com/image/weblog/sakh.jpg

برهنه کردن بسیجی

 

»»پایین را کلیک کنید:

نمایش و دانلود فیلم ««

 

 

 

 

بار دیگر فتنه ای آغاز شد/ مصلحت بین مطرب و طنّاز شد
چون ابو موسی حَکَم گردید باز/ فتنه بر می خیزد از سمت حجاز
مصلحت دیده است این آشوب را/ تا بلرزاند دل یعقوب را
برگرفته تیر ِ تهمت در کمان/ بر علی انداخت با زخم زبان
مهره هایش مهره هایی سوخته/ چشم بر لب های دشمن دوخته
پینو کیو یک عروسک چوبی است/ بینی او قصّه کرّوبی است
پوشه نیرنگ روی میز بود/ علّت جعل مدارک چیز بود
عایشه خوش می درخشد در جمل/ فائزه سر حلقه قوم دغل
آن خواص پَست ِ بی شرم و حیا/ آن دورویان خطا ورز ریا
ثروت اندوزان بی درد و اَلَم/ با سلاح سایت و وبلاگ و قلم
ادّعای کذب آزادی کنند/ روز عاشورای غم شادی کنند
سطل های مزبله آتش گرفت/ حرمله تیر از کف آرش گرفت  
پیکر یار بسیجی زیر پا/ مٌرده باشم من نبینم صحنه را
رخت او را از تنش وا کرده اند/ وای من اکران غوغا کرده اند

مسجد و محراب را آتش زدند/ این جماعت گوییا دیو و ددند
از بی بی سی خط و فرمان می دهند/ فتنه را با مکر خود جان می دهند

دیکتاتور خوانند آن فرزانه را/ تا فرو ریزند اصل خانه را
هر زمان عاشور و هر جا کربلاست/ رهبری را بر وفاداران ولاست
آی مردم! متّحد گردید باز/ بر علیه این خواص فتنه ساز
منسجم گردید ای دریا دلان/ مطلع سازید خیل غافلان
ای یلان صف شکن بار دگر/ عرصه جان بازی است و دفع شرّ
اَینَ عمّار است و هَل مِن ناصر است/ این قلم، از شرح میدان قاصر است
تا بسیج بیست میلیونی بجاست/ فتنه گر را عاقبت مرگ و فناست
متّصل جان های مردم با بسیج/ از خزر تا کلّ کشور تا خلیج
سر بداران بسیجی صف به صف/ پاس می دارند ناموس و شرف
ما دفاع از راه رهبر می کنیم/ رفع فتنه، دفع هر شرّ می کنیم
راه رهبر، راه سرخ انبیاست/ آن یگانه، بهر خوبان مقتداست

------پس نوشت------------------------------------------------------

»» با تشکّر فراوان از جناب آقای مرتضی رحیمی یگانه

»» در روزهای گذشته دوستان دیگری هم زحمت کشیدند و این فیلم را آپلود کردند. اگر لینک بالا جواب نداد، از لینک های زیر هم می توانید  برای دانلود می توانید استفاده کنید:

لینک 1

لینک 2

لینک 3

لینک 4

لینک 5 (مثل اینکه فعلا این لیک کار میکنه!)

------حق نوشت-----------------------------------------------------

** حق داشت «قبل نوشت» باشد

     ولی به احترام شعر جناب رحیمی یگانه، پس نوشت شد:

»» و آنان که می توانستند بنویسند- بسرایند- بگویند- حقّ او را بگیرند و...، همه و همه، چه بخواهند و چه نخواهند، به مظلومیّت «بسیج و بسیجی» خیانت کرده اند! فرقی هم ندارد که فرمانده باشی یا سردار! کاسب باشی یا محصّل! قضایی باشد یا انتظامی! اصلاً خودت بسیجی باشی یا نباشی! خیانت کرده ای و این را خودت هم وقتی فیلم را دیدی فهمیدی، ولی نخواستی از پولت، حیثیت ِ شغلی ات، ژست و آبرویت بگذری!! تو اگر با حسین-ع بودی چه میکردی؟ «حسین جان! خودت میدانی که ما با جدّت رسول الله و با پدرت علی، سینه به سینه مقابل کفار جنگیدیم ولی اینک نمیتوان مقابل این هزارهزار یزیدی مقاومت کنیم و پیروز شویم! هم خودت، هم اهل بیت ات را میکشند و بعد از تو، فقط پوستینی از آن اسلام محمّد میماند. حسین جان،‌ مولای من! نرو» تو که این را نمیگویی؟؟ نه؟!!

و خیانت کرده ای... به مظلومیّت «بسیج و بسیجی» خیانت کرده ای، دیگر چه برسد به خون دل خوردن های حضرت روح الله و به خون شهیدانمان و به خون پدربزرگوار همین محسن! آری، تو هم نمی دانستی که آن بسیجی که عصرعاشورا در خیابان های همین تهران هتک حرمتش کردند، فرزند شهید است! میدانستی؟ اگر میدانستی که بدتر! ولی اگر نمیدانستی بیخود نمیخواهد بغض، گلویت را بفشارد و اشک را از چشمانت سُر بدهی! نه این بغض ها و نه این اشک ها، هیچکدام فایده ای ندارد- اگر نبوده ای که یاری اش کنی، خب خالا کاری کن! یعنی فقط بَلَدی بغض کنی و اشک بریزی؟؟ یک خط هم نمی توانی برایش بنویسی؟ نمی توانی مظلومیّتش را فریاد کنی؟

آری! پدرش در عملیات کربلای5 (که این روزها هم سالگرد همان روزهاست) پرواز کرد و هنوز که هنوز است محسن در انتظار پیکر پدرش مانده است که این بلا را حرامیان سبز بر سرش میآورند و مادرش؛ آن زینب زمانه فقط مینگرد تا رفیقان و هم لباسی های محسن کمکش کنند ولی انگار دوباره عاشوراست که نه! واقعاً عاشوراست و کسی نیست که از خود بگذرد و من و تو حتّی جرأت نداریم خود را جزو «توّابـیـن» قرار دهیم!

و محسن جان! و محسن جان ها!

بازهم برایت بغض میکنیم و اشک هامان را برایت، روی صورت مان سُر میدهیم- همین!